گفتگو درباره استعفای دسته جمعی

کمیسیون آموزش و تحقیقات در اعتراض به عملکرد آقای عباسپور استعفا دادند . حاج آقاتهرانی یکی از این مستعفیان بود و البته تصمیمش برای دیگران مهم.

مصاحبه

حمید رسایی در مصاحبه با اعتماد ملی : "این یک تله است"
گفتگو : در این مصاحبه چالشی، موضوعاتی همچون : عبور از احمدی نژاد / جنس اشکالات دولت نهم / تحلیل حمایت های رهبری از دولت نهم / تحلیل وضعیت رقبای احمدی نژاد / روایتی جدید از نوع رابطه با آمریکا / اصلاح طلبان خوش خیم و بدخیم / میرحسین موسوی یا کروبی / خاتمی تاثیرگذار یا تاثیرپذیر / نقش آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات دهم / نظر خبرنگار درباره نطق بین دستور رسایی درباره خاتمی / رهبری و تعیین مصداق ریاست جمهوری دهم / و ... مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

آقای اکبر منتجبی، خبرنگار محترم اعتماد ملی زنگ زد و برای مصاحبه با ویژه نامه ای که سردبیری اش با محمد قوچانی ، داماد آقای عماد الدین باقی است ، وقت خواست . مصاحبه با چنین نشریه ای را می پسندیدم ، به دو دلیل، احترام به مدیر مسئولش و دیدن این که آیا سردبیر آن می تواند در تیترها و سوتیترها استفاده ای به نفع جریانش ببرد. طبق قرار روز شنبه مصاحبه به چاپ رسید . به نظرم تیم مطبوعاتی اعتمادملی خیلی تلاش کرده تا از این مصاحبه لقمه ای برای سفره اصلاحات مهیا کند ولی ظاهرا نتوانسته، این را هم از نوع سئوالات  و بخش هایی که در ستون جداگانه ای قرار داده ، می توان فهمید و هم از مقدمه ای که بر مصاحبه زده که معلوم می شود دستشان خالی بوده . حتی در چند جا از مصاحبه، این خبرنگار اعتماد ملی بود که پاسخگوی من شد و  کار به اقرار هم کشید که نطق روز یکشنبه من تخریب نبوده و مجلس جای این جور نطق هاست و یا اعتراف به این که خبرنگار اعتماد ملی گفت : من خودم هم مخالف خاتمی هستم.

یادآوری چند نکته هم برای خالی نبودن عریضه بد نیست :

  1. متاسفانه رسایی هیچ وقت شاگرد آیت الله مصباح به معنای رایج رابطه بین شاگرد و استادی نبوده. بله آیت الله مصباح یک الگوی مناسب برای فعالیت های سیاسی ام بوده که همیشه به آ« افتخار می کنم. چون سیاست در آن عین دیانت است همراه با شجاعت.
  2. رسایی میدان دار هیچ بازی نشده ، او فقط طلبه کوچکی است که به خاطر دفاع از انقلاب اسلامی و لزوم شفاف کردن خط نفاق جدید ، سال ها عمرش را در بررسی عملکرد و سوابق فعالان این جریان گذرانده و اخیرا هم در مجلس با نظر خودش در نطقی از خاتمی چند سئوال را به صورت صریح و شفاف پرسید که اصلاح طلبان را  بهم ریخت و عصبانی کرد ، به طوری کههنوز برخی از آنها فحاشی می کنند. ظاهرا دوستان ما گرفتار توهم توطئه شده اند که با طرح چند سئوال از هم پاشیده اند.
  3. رسایی عمامه از سرش برنداشت و جمله ای را که شما نوشته اید نگفت ، بلکه گفت : تخریب را شما مدت هاست شروع کرده اید ، آن وقت که در اعتماد ملی مقاله آقای منتجب نیا را چاپ کردید که انتساب برخی شایعات سخیف به آقای احمدی نژاد بود و بعدا آقای کروبی مجبور به عذر خواهی شد.
  4. رسایی نگفت که در این دولت مذاکره با آمریکا اتفاق می افتد، بلکه گفت ، محاکمه آمریکا در این دولت اتفاق می افتد.
  5. سردبیر محترم ویژه نامه با قرار دادن عکس تمام قد پدر زن محترم در صفحه نخست ،‌ کمی تا قسمتی پارتی بازی کرده .
  6. از خبرنگار روزنامه که زحمت آماده سازی آن را داشته تشکر می کنم. موفق باشید.

  شنبه (19/11/87)  روزنامه اعتماد ملی : یک روز پس از نطق جنجالی و بحث برانگیز حمید رسایی علیه سید محمد خاتمی با او قرار مصاحبه گذاشته شد . به نظر می رسد که رسایی نماینده تهران که حامی دولت احمدی نژاد است و ارتباطات خوبی با دفتر محمد تقی مصباح یزدی دارد ، میدان دار یک بازی بزرگ شده است . از او پرسیدم که آیا ستاد تخریب راه افتاده و استارات آن را زده اید ؟ که می خندد و عمامه را از روی سرش برمی دارد و می گوید : تخریب ؟ نه ، این انتقاد است و تازه اول آن است . آقای خاتمی می خواهد کاندیدا شود اما کسی از او سئوال نکند، مگر می شود. البته در این مصاحبه به احمدی نژاد بیش از خاتمی پرداخته شد . به جایگاه او و این که به چه میزان رای می آورد و چرا رییس جمهور بعد از سه سال از  دولتش این همه ریزش آرا و نیرو داشته . او یک به یک به این سئوالات جواب داد. ضمن آن که موضوع مذاکره با آمریکارا نیز رد نکرد و گفت در همین دولت این اتفاق می افتد. رسایی پیش از این که پا به مجلس بگذارد ، مدیر کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان قم در دولت احمدی نژاد بوده است .

  

اولین سوالم درباره وضعیت آقای احمدی‌نژاد در بین جریان اصولگراست. فکر می‌کنید ایشان در حال حاضر چه وضعیتی در این جناح دارد؟

من فکر می‌کنم که موقعیت آقای احمدی‌نژاد قطعا خیلی بهتر و موفق‌تر از هم‌دوره‌ای‌های خودش در دوره‌های گذشته است. یعنی وضعیت ایشان، از وضعیت آقای خاتمی در دوره دوم خودش روشن‌تر است. چون خاتمی در آن زمان مانند چوب دوسرطلا شده بود. نه جریانات اصولگرا قبولش داشتند ونه اصلاح طلبان تندرو.

 

پس چرا برخی بحث عبور از احمدی‌نژاد را مطرح کردند؟ یا برخی نام کاندیدای دیگری را مطرح می‌کنند؟

در جریان اصولگرا به هیچ وجه بحث عبور از احمدی نزاد مطرح نیست . بخش معظمی از فعالان سیاسی اصولگرا به احمدی نزاد معتقدند ،‌ بخش دیگری سکوت کرده اند و معتقدند فعلا نباید در باره مصادیق اعلام نظر کرد ولی در عین حال عبور از احمدی نزاد را هم رد می کنند ،‌فقط یک نفر آن هم دوستمان آقای مطهری است که معتقد است در صورت نیامدن خاتمی باید رفت سراغ گزینه های دیگر . شما که این را نمی توانید عبور از احمدی نزاد تفسیر کنید .

بله در نشریات اصلاح طلب اینگونه تبلیغ می شود که تا یک کلاغ از پشت بام نهاد ریاست جمهوری می پرد ،‌تیتر می کنند که یک نفر دیگر از احمدی نزاد عبور کرد. جریان اصولگرایی یک جریان با محدوده جغرافیایی معیین نیست. یک مبانی دارد و براساس ‌آن در تصمیم‌گیری‌های سیاسی تصمیم‌گیری می‌کند. یکی از مهمترین مبانی ‌آن نیز این است که مواضع و جهت‌گیری خود را با مبانی و جهت‌گیری رأس نظام تطبیق بدهد. در این میان،‌ رهبر معظم انقلاب نیز در طول این مدت در موارد متعددی از عملکرد دولت نهم نه‌تنها اعلام رضایت کردند، بلکه شاخص‌های این رضایت را نیز بیان و دلایل آن را عنوان کردند.

 

اما رهبری از همه دولت‌ها حمایت می‌کنند. این مختص دولت نهم نیست.

بله. خودشان هم گفته‌اند که از همه دولت‌ها حمایت کرده‌اند، اما خود ایشان نیز گفته اند که از این دولت حمایت خاص می کنند ، ‌آن هم به خاطر پرکاری ،‌ دلسوزی ،‌ زنده کردن نام و یاد امام و انقلاب و شجاعت در اصلاح و ارتباط نزدیک با مردم .

 

یعنی رهبری تعیین تکلیف کردند؟

خیر. حرف به این معنی نیست. ایشان نسبت به کاندیداهای ریاست‌جمهوری دوره بعد ساکت خواهند بود. هرچند ایشان هم مانند همه ما  اسم یک نفر را در برگه رای خواهند نوشت ، اما این برای ما خیلی مهم نیست. آنچه مهم است، رضایت ایشان برای جریان اصولگرا، یک ملاک اساسی است. به همین خاطر، ما تلاش می‌کنیم جهت‌گیری جریان اصولگرایی براساس نگاه رهبری باشد. چون رهبری را نه تنها ولی امر خود می دانیم بلکه ایشان با توجه به سابقه اجرایی اش و همچنینی جایگاه فعلی اش که شاهراه اخبار و اطلاعات موافق و مخالف و منتقد عملکرد دولت است ،‌ نظراتشان درباره عملکرد دولت در مجموع می تواند روی نظر اصولگرایان تاثیر زیادی بگذارد. ولی قطعا ایشان به دنبال تعیین مصدایق نخواهد بود .

 

این موضوع چگونه قابل جمع است ؟

ببینید از نظر قانون اساسی و دیدگاه رهبری انقلاب ،‌همه کسانی که از مسیر قانونی هیات های اجرایی و نظارت بگذرند ،‌ دارای شرایط قانونی برای قرار گرفتن در برابر انتخاب مردم هستند ،‌منتهی شاید یکی از این کاندیداها در مجموع امتیاز و معدلش از بیست ،‌ 17 باشد و دیگزی چهارده و دیگری یازده . ولی قطعا همه آمها قبولند حالا در این بین گاهی جامعه هم به این ارزش های واقعی پی می برد و آن که معدلش هیجده است را انتخاب می کند و شاید با تبلیغات و عوام فریبی تحت تاثیر قرار بگیرد و آن که نمره اش یازده است را انتخاب کند. رهبری ملاک ها را می گوید که این 50% قضیه است ،‌پنجاه درصد دیگر انتخاب آگاهانه مردم است .

 

یک نکته‌ای وجود دارد. برخی این «حمایت خاص» را که شما می‌گویید، به این تعبیر می‌کنند که وضع دولت نهم بین مسوولان خیلی مناسب نیست. یعنی این دولت هم از جانب اصولگرایان و هم از جانب اصلاح‌طلبان تحت فشار است و رهبری حس می‌کنند که باید از این دولت حمایت کنند و اگر این حمایت نباشد، وضعیت دولت مختل می‌شود و نمی‌تواند دوام بیاورد. این تحلیل درست است؟

اگر این تحلیل را بپذیریم، باید حمایت‌های ایشان از دولت‌های قبل را به این دلیل بدانیم که آنها نیز تحت فشار بودند.

 

ولی حمایت خاص نداشتند. شرایط دولت احمدی‌نژاد خیلی ویژه‌تر است.

قبول. اما ایشان تصریح کرده که به چه علت حمایت خاص کرده‌اند. در تصریح خودشان نیز قید نکرده‌اند که چون دولت تخریب می‌شود من این کار را می‌کنم. می‌گویند چون گفتمان این دولت، گفتمان امام و انقلاب است و جهت‌گیری دولت، به نفع محرومین است و شجاعت اقدام کردن به کارهای بزرگ را دارد از آن حمایت می‌کنم. می‌گویند وظیفه من به عنوان رهبر این است که هر دولتی که بیشتر کار کند و ارزش های امام را بیشتر زنده کند ، از او حمایت بیشتری کنم.

 

اما آقای هاشمی گفتند که رهبری از مسوولان خواسته‌اند در قبال دولت مدتی سکوت کنند. مثلا دو سال یا سه سال. این جمله به معنی این نیست که این دولت خوب کار می‌کند. حتی می‌شود گفت که رهبری به نواقص آشنا هستند و اتفاقا فشارها بر ناحیه دولت را متوجه هستند.

این سخن بیش از این که ذمی بر دولت باشد ،‌ ترکشش به گوینده بر می گردد . این سخن یعنی دولتی که هنوز کارش را شروع نکرده بود ،‌عده ای برای تخریبش کمر همت بسته بودند ،‌ رهبری متوجه شدند جلوی این بغض را گرفتند. البته من نمی توانم در این که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی چه گذشته، قضاوت کنم . ولی معنایی که از این سخن به ذهن می رسد بیشتر آن است که من گفتم . در اینگونه موارد باید گفت «شاید» این درست باشد و شاید هم آن.

 

بالاخره انتقادات نسبت به رفتار دولت آقای احمدی‌نژاد از همان بدو امر شروع شد. نطق آقای افروغ در مجلس هفتم، عدم رای اعتماد به برخی از وزرای دولت و سپس انتقاد از جهت‌گیری دولت نشان داد که اصولگرایان علیه دولت احمدی‌نژاد شمشیر کشیده‌اند.

خب اقتضای اصولگرایی این است که اگر در جایی می‌بینند که اشکالی وجود دارد باید آن را بگویند. هرچند به نظر من آن چیزی که آنها اشکال می‌بینند درست نیست.

 

فکر نمی‌کنید که همین انتقادات، موقعیت احمدی‌نژاد را در بین اصولگرایان متزلزل کرده است؟

نه. این نشانه زنده بودن و دیکتاتوری نبودن در جریان اصولگرایی است و نشان می‌دهد که جریان اصولگرا، منافع ملی برایش مهمتر از نگاه حزبی است . والبته این همان پاشنه آشیلی بود که اصلاحات را زمین زد . بدون تعارف اصلاح طلبان بیشتر شعار دادند ولی عملش را به ما سپردند.

 

اگر این رفتار حسن است، پس چرا در برهه‌های مختلف بین مجلس هفتم و مجلس هشتم و دولت تنش بوجود آمد؟ مجلس هفتم به دنبال زمین زدن دولت بود و مجلس هشتم به دنبال استیضاح رئیس‌جمهور. این حسن است؟

البته طی شدن یک روال قانونی را تنش نمی گویند . بالاخره نه در مجلس هفتم و نه در مجلس هشتم دولت زمین نخورد . بحث های کارشناسی شد ،‌موافقت ها و مخالفت ها شد و قبول دارم در مواقعی و از سوی اشخاصی برخوردهای سیاسی هم با این دولت شد ولی موارد آن نسبت به وسعت جریان اصولگرایی خیلی بزرگ نیست.  بالاخره همه اینها، یک خط قرمزهایی دارند که آن را رعایت کردند. هم دولت رعایت کرده و هم مجالس هفتم و هشتم. این زنده بودن جریان اصولگرایی است.

 

این خط قرمزها چیست؟

خدمت به مردم، وارد نشدن به مناقشات بی‌فایده سیاسی، اصول و آرمان‌های انقلاب، نظرات رهبری به این معنا که اگر بدانند ایشان در موضوعی، نظری صریح و روشن دارد، خودشان را با آن هماهنگ می‌کنند. البته همانطور که گفتم در مواردی می توان نسبت به عملکرد دوستان اصولگرا منتقد بود.

 

یعنی برخی اصولگرایان بیراهه می‌روند و در واقع غرض‌ورزی می‌کنند؟

همانطور که گفتم در بین نیروها و چهره های شاخص تعدادشان کم است ولی در جریان اصلاح طلب این نسبت خیلی بالاست. بخشی از این رفتارها ناشی از حب و بغض‌هاست که طبیعت رفتار بشری است.

 

حب و بغض نسبت به چه چیزی؟

نسبت به کس دیگری که در قدرت است. در واقع حسادت می‌کنند. برخی دلشان نمی‌خواست آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور باشد. می‌خواستند گزینه خودشان به این جایگاه برسد.

 

همه اشکالات را در منتقدین دولت می بینید ؟

نه،‌ دولت هم بی تقصیر نیست . در مواردی درست عمل نمی کند و دیگران را به واکنش وا می دارد . ولی در مجموع به نظرم قصور و تقصیرها از طرف مقابل بیشتر است .

 

با این حساب پس چرا می‌گویید موقعیت آقای احمدی‌نژاد بهتر از رؤسای سابق رئیس‌جمهور است؟

چون با همه این جمع‌بندی جریان اصولگرایی این خواهد شد که احمدی‌نژاد از معدل بیشتری نسبت به دیگر کاندیداها برخوردار است.

 

اما در جریان اصولگرایی گزینه‌های دیگری نیز برای ریاست جمهوری مطرح است. آقای پورمحمدی و قالیباف دارند فعالیت می‌کنند، جهرمی کارهای خودش را شروع کرده و دیگران.

اما الان زمان انتخابات نیست. حدودا سه تا چهار ماه دیگر به انتخابات مانده.

 

اما فرایند آن آغاز شده.

عیب ندارد. این فرایند هست ولی جوجه را آخر پاییز می‌شمارند. آن روز باید دید چند کاندیدا از هر جریان در میدان باقی مانده اند و چگونه با هم رقابت می کنند .

 

یعنی از دل جریان اصولگرایی نهایتا احمدی‌نژاد بیرون می‌آید؟

بله. همین‌طور است. من فکر نمی‌کنم هیچ کاندیدای دیگری نیز حاضر شود. حالا شاید یک کاندیدای دیگر هم بیاید. اما قطعا فرد مطرح و محل اجماعی نخواهد بود ، اجماع غالب بر روی آقای احمدی‌نژاد است.

 

فکر می‌کنید، حضور آقای خاتمی چه تاثیری در وضعیت اصولگرایان می‌گذارد؟

وضعیت خاتمی پیش از آن که بر جریان اصولگرا تاثیر بگذارد، بر جریان اصلاح‌طلب تاثیر می‌گذارد. در میان اصولگرایان خاتمی مهم نیست. اینگونه نیست که اگر بیاید وضع یک طور می‌شود و اگر نیاید وضع طور دیگر می‌شود، نه چنین نیست. چه خاتمی بیاید، چه کروبی، چه میرحسین موسوی، در جریان اصولگرا اجماع بر روی احمدی‌نژاد صورت می‌گیرد. حتی ممکن است احمدی‌نژاد تنها گزینه جریان اصولگرا باشد.

 

اما برخی از اصولگرایان ممکن است بیایند.

ما از گزینه هم وزن صحبت می‌کنیم. آقای پورمحمدی گزینه هم‌وزن احمدی‌نژاد نیست. ایشان اگر بیاید – که نمی آید - کمتر از یک میلیون رای می‌آورد. آقای لاریجانی که اجماع تقریبی اصولگرایان را در سال 84 داشت، یک میلیون رای آورد، وضع دیگران که مشخص است. جریان اصولگرایی متکی به ژنرال‌ها نیست. این جریان از ژنرال‌ها شروع می‌شود به موتورهای رای‌ساز منتهی می‌شود.

 

موتورهای رای‌ساز؟

بخشی از جامعه که فعال و سمپات هستند. اینها انگیزه لازم را برای حضور در انتخابات دارند . از اول انقلاب هم بوده اند. بخش عمده ای از متدینین که برای انقلاب هزینه داده اند و انگیزه های بالایی دارند و با بدنه عادی مردم در ارتباط هستند. در جریان اصلاح طلب هم موتور رای هست ،‌از همین جنسی که من گفتم هم هست ولی غالب نیست ،‌بخش غالب در آنجا ملاک هایش با ما فرق دارد ،‌انگیزه هایش هم فرق دارد.

 

اما حس می‌شود که این نگرانی در اصولگرایان وجود دارد که اصلاح‌طلبان کاندیدای واحد داشته باشند.

چنین نیست. جریان اصلاح‌طلبان دچار عدم ثبات است. این نیز البته به ویژگی‌های آقای خاتمی بر می‌گردد. ایشان اساسا فرد تصمیم‌گیری نیست. به همین نسبت نیز تصمیم‌ساز نیست.

 

اما 8 سال در این کشور رئیس‌جمهور بود و تصمیم‌های مختلفی گرفت.

خیر. در دوره اصلاحات این آقای خاتمی نبود که تصمیم می‌گرفت. اطرافیان او بودند که تصمیم‌سازی می‌کردند.

 

این ضعف است که کسی یک تیم داشته باشد و با تیم خود کار کند؟

عیب ندارد که رئیس‌جمهور با تیم خودش کار کند اما جسارت تصمیم‌گیری هم داشته باشد نه این که برای او تصمیم بگیرند. رئیس‌جمهور نباید بازیچه باشد که چهار نفر او را دور بزنند و یا بر او تاثیرگذار باشند. یک زمانی رئیس‌جمهور با تیم خود هماهنگ است اما ایشان خودشان نیز می‌گفتند که من از این موضوع و وضعیت راضی نیستم. خب آقای خاتمی اگر راضی نیستید و راضی نبودید چرا جلوی این اقدامات افراطی را نگرفتید؟

 

برای اینکه دیگران به اندازه کافی می‌گرفتند.

بالاخره راضی بوده یا نه ،‌ با افراطیون که به دنبال حذف ولایت فقیه بودند و تغییر قانون اساسی و تعطلیلی برخی نهادها مثل شورای نگهبان و بسیج و دیگر نهادها هم کاسه بوده یا نه ؟ ببینید آقای خاتمی نمی‌تواند از جریان افراطی دوم خرداد حمایت کند کما اینکه دلش می خواهد حمایت نکند اما سوال این است که آقای خاتمی شما که راضی نبودید، چرا نتوانستید جلوی آن را بگیرید. خب این به ویژگی‌های شخصیتی ایشان بر می‌گردد. این که «می‌آیم نمی‌آیم» بیشتر در بین اصلاح‌طلبان سردرگمی بوجود می‌آورد. حتی بدنه و مردم عادی که گرایشات فکری آنها به این سمت است، دچار آسیب می‌شود.

 

شما می‌گویید که وضعیت نهایی اصلاح‌طلبان تاثیری بر اصولگرایان ندارد. خب آقای قالیباف گفته که اگر خاتمی بیاید من نمی‌آیم. یا آقای ولایتی به هم‌چنین یا دیگر نامزدهای اصولگرا که دودوتا چهارتا می‌کنند ساعت خودشان را با اصلاح‌طلبان هماهنگ می‌کنند. اینها اصولگرا نیستند؟

من می‌گویم آمدن خاتمی بر روی جریان اصولگرا تاثیر ندارد. ممکن است برخی افراد نظراتی داشته باشند. این مهم نیست. کلیت جریان اصولگرایی مهم است که آنها همه حامی احمدی‌نژاد هستند. ممکن است یکی برای بازار گرمی و طرح خودش این را بگوید. این مهم نیست. مهم تردید و عدم تردید در کلیت جریان اصولگرایی است. آیا با آمدن خاتمی کانون رای این طرف به هم می ریزد. تازه این نشان می دهد که این طرف مصمم تر می شود . این بیشتر برای آقای خاتمی مدح شبیه به ذم است.

 

شما می‌گویید مهم نیست. خب تعدد کاندیدا در بین اصولگرایان باعث ریزش آرای احمدی‌نژاد نخواهد شد؟

نه به آن میزانی که لطمه بزند.

 

شما می‌گویید پورمحمدی هم‌وزن احمدی‌نژاد نیست. قالیباف هم نیست؟

نه ، آقای قالیباف هم در سال 84 که دوره غربت احمدی نژاد بود نتوانست بیاید بالا، تازه ایشان رییس نیروی انتظامی کشور بود و احمدی نژاد شهردار تهران . ببینید در انتخابات سال 84 ما یک تجربه داشتیم. وضعیت احمدی‌نژاد  در آن موقع مثل الان نبود. ناشناخته بود. عملکردش را نیز خیلی‌ها ندیده بودند. اصولگرایان نیز چندین کاندیدا داشتند که همه مشهور و معروف‌تر از احمدی‌نژاد بودند. اما دیدید که مردم چه تصمیمی گرفتند. این دفعه که 180 درجه برعکس است .

 

اما نظرسنجی‌هایی که در خصوص میزان مشارکت مردم در انتخابات صورت گرفته، حدود 50 تا 60 درصد است. از این میزان حدود 25 درصد گفته‌اند که به احمدی‌نژاد رای می‌دهند. اگر واجدین شرایط 50 میلیون نفر باشند، حدود 25 میلیون نفر در انتخابات شرکت می‌کنند و از این میزان حدود 11 تا 12میلیون نفر به احمدی‌نژاد رای می‌دهند. این ریزش آرای احمدی‌نژاد را نشان می‌دهد. ضمن آنکه احمدی‌نژاد رقبای قوی دارد.

اولا معلوم نیست این نظرسنجی‌ها چقدر پایه و اساس درستی داشته باشد. دوم این که نمی‌توان یک نظرسنجی را در یک گستره تعمیم داد به همه آن گستره. سوم این که انتخابات در کشور ما، در هفته تبلیغات و روزهای آخر رقم می‌خورد. مردم در آن زمان تصمیم می‌گیرند.

 

پس شما از کجا می‌دانید که آقای احمدی‌نژاد رای می‌آورد؟ بر چه مبنایی؟

همانطور که مردم چهار سال قبل در چند روز پایانی احمدی نزاد را انتخاب کردند الان هم همین کار را می کنند. اگر شما مربی کارشناسی باشید و بدانید که این شاگرد به دلیل پیگیری و رفتارهای اصولی آخر سال قبول می شود ،‌ یعنی این که شما به او می خواهید نمره تقلبی بدهید.

 

اما اگر مشکلات اقتصادی را لحاظ کنیم و عدم تحقق شعارهای دولت نهم را پیگیری کنیم به این نتیجه می‌رسیم که ممکن است احمدی‌نژاد با ریزش آرای بسیاری روبه‌رو شود. ضمن آنکه نارضایتی نیز وجود دارد.

طبیعتا آقای احمدی‌نژاد و هر کس دیگری که وارد کار اجرایی می‌شود، انتقاداتی را بر می‌انگیزد. چون تصمیماتی گرفته می‌شود، که تاثیراتی دارد. لذا ریزش آرای مردم امری عادی است اما حجم ریزش مهم است. ضمن آنکه اگر این عملکرد اجرایی آقای احمدی‌نژاد ریزش داشته، رویش نیز داشته است. میزان رویش خیلی مهم است. برآیند من از عملکرد احمدی‌نژاد و کارهایی که کرده مثبت است و معتقدم ریزش او خیلی کمتر از رویش او بوده است.

 

عموما پایگاه آقای احمدی‌نژاد در چه قشری است؟

عمده پایگاه او در قشر متوسط به پایین است که معمولا و در تمام کشورها پایبند به شرکت در انتخابات هستند،‌بر خلاف اصلاح طلبان که بر عکس است .

 

یعنی دقیقا همان جایی که فشارهای اقتصادی بر آنها سوار است.

بله. منتها آنها می‌بینند که آقای احمدی‌نژاد کار می‌کند و زحمت می‌کشد. مثل یک خانواده‌ای که می‌بینید پدرش از صبح تا شب کار می‌کند. پدری کارشناس است ،‌کارش را بلد است،  انسان بریز و بپاشی نیست. الواط نیست. رفیق‌باز نیست. برای همین آنها مشکلات را می‌بینند و قبول دارند که مشکلات وجود دارد اما عامل اصلی را پدر نمی‌دانند.

 

چرا این تحلیل یا نگاه را قشر متوسط به بالا ندارد؟

آنها نیز می‌بینند. اما قشر متوسط به بالا، اساسا به دلیل رفاهی که از آن برخوردار است کمتر سراغ تحلیل‌ها می‌آید و بیشتر به وضع اقتصادی خودش نگاه می‌کند. احمدی‌نژاد هم در نخبگان فکری، هم در قشر متوسط به بالا پایگاه دارد. اما پایگاه بیشتر او در قشر متوسط به پایین است. رای ما نیز بیشتر آنجاست.

 

این تناقض نیست؟

که چی؟

 

که این  که یک خانواده فشار اقتصادی زیادی را متحمل می‌شود و بعد باز برود به همان کسی رای بدهد که مسبب این فشار اقتصادی بوده است.

نه ، تناقض نیست . از نظر شما احمدی نژاد مسبب است ولی از نظر آنها بخش عمده ای از علت را به جریان شما بر می گرداند.

 

وقتی احمدی‌نژاد در چهار سال گذشته نتوانسته یا نگذاشتند که شعارهایش یا برنامه‌هایش اجرا شود، چرا باید دوباره رئیس‌جمهور شود. این ایرادی است که البته برخی به آقای خاتمی نیز می‌گیرند.

باز هم وسط دعوا نرخ تعیین کردید ! اقرار عقلا علی انفسهم جایز و نافذ است . آقای خاتمی نتوانست و یا به قول خودش نگذاشتند،‌ باید از ایشان پرسید که دوباره آمدنش یعنی چه ؟ ولی کی گفته احمدی نزاد نتوانست. بله خواستند نگذارند ولی او توانست کارهای بزرگی کند. در مبارزه با فساد و توجه به قشر ضعیف ،‌کارهای عمرانی نیمه تمام . پس اینطور نیست. شما دارید قصه را بزرگ می‌کنید. اینطور نیست که بگویم آی مردم دارند می‌میرند و گشنه هستند و کنار خیابان افتادند و یکی باید اینها را جمع کند. اینطور که نیست.

 

اما وضع اقتصادی مردم خراب است.

بله تورم هست. فشار هست. اما همیشه بوده. در دولتی مثل دولت آقای خاتمی مردم می‌دیدند که آنها به رفیق‌بازی سیاسی سرگرم بودند تا به فکر حل مشکلات مردم. در این دولت می‌بینند که مشکلات هست ولی کار و تلاش هم هست ،‌ طرح‌های خوبی نیز در دست اجراست. مثل طرح تحول. یا مثلا می‌بینند طرح سهمیه بندی بنزین و هدفمند کردن یارانه آن و جلوگیری از قاچاق بنزین و کمترین عوارض را هم داشته است. در حالی که خیلی‌ها پیش‌بینی تحمیل تورم 15 درصدی بر جامعه را داشتند اما نهایتا 10 درصد تورم به جامعه تزریق شد. پس تناقض نیست. در حالی که در دولت سازندگی تورم به نزدیک 50% هم رسید.

 

اگر این دولت می‌خواهد کار کند، پس چرا همین اصولگرایان سنگ می‌اندازند جلوی پای او؟ مگر کسی منکر کار کردن است. شاید هدف و برنامه‌های دیگری وجود دارد که مثلا طرح تحول اقتصادی به جایی نمی‌رسد، یارانه‌ها متوقف می‌شود و کشمکش دولت و مجلس هر روز ادامه دارد.

طرح تحول هنوز به آن مقطع زمانی نرسیده که بگوییم به جایی رسیده یا نرسیده است.

 

اما عملا بخشی از نمایندگان اصولگرایان آن را اجرایی نمی‌دانند و این را می‌گویند.

باز شما وسط دعوا نرخ تعیین کردید . شما زمانی می توانید بگویید که مجلس اصولگرا مخاف است که رای گرفته شود و طرح رد شود . تازه آن وقت هم باید گفت که جمع اصولگرایان تصمیمات پشت پرده و در پستویی نمی گیرند و این نشان‌دهنده امانت داری و زنده بودن جریان اصولگرایی است.

 

یک سوال نیز در خصوص سیاست خارجی دولت نهم دارم. فکر می‌کنید با آمدن اوباما ، با آمریکا مذاکره می‌کنیم؟

ما از ابتدای انقلاب نسبت به مذاکره با آمریکا به شرط لا یا لا به شرط نبوده ایم بلکه به شرطها و شروطها بوده ایم ، یعنی در صورتی که منافع ملی و دینی و عزت مردممان و مصلحت مردممان – هر سه شرط با هم – وجود داشته باشد از این کار استقبال می کنیم.

 

برداشت شما را به عنوان یک نماینده مجلس می‌خواستم که برآیند شما از آنچه رخ خواهد داد چیست؟

برایند من این است که با توجه شرایط موجود در دولت نهم و با توجه موقعیت قوت ما و با توجه به موقعیت ضعف دولت آمریکا ، اگر آنها درخواست کنند ما باید بررسی کنیم و با توجه به شرایطی که گفتم تصمیم بگیریم .

 

شرایط موجود در دولت نهم یعنی چه ؟

یعنی اینکه ادبیات دولت نهم در این گونه موارد، ادبیات منفعلانه یا از روی ترس نیست. بلکه طلبکارانه است.

 

آمریکا چه نیازی دارد که بیاید پشت میزی بنشیند که بازخواست شود؟

نیاز دارد. برای این که ایران یک قدرت بزرگ در منطقه است. آمریکا در خاورمیانه گیر کرده است و چاره‌ای ندارد. باید با ایران تعامل کند. امروز در لبنان، در فلسطین اشغالی، در عراق، در افغانستان به ما نیاز دارند. حرکت اردوغان را دیدید؟ این حرکت نتیجه و حاصل انقلاب اسلامی است. یعنی در آستانه دهه چهارم انقلاب ما به دنیا نشان دادیم که صدور انقلاب ما از مرز ملت ها گذشته و به سران کشورها رسیده است.

 

اما همان اردوغان با اسرائیل نیز رابطه خوبی دارد. این سوی داستان را دیده‌اید؟

نه. ترکیه رابطه دارد نه اردوغان.

 

چه فرقی دارد؟

آنها محاسبات خودشان را دارند. قبل از اردوغان این موضوع را پذیرفته بودند. اتفاقا عظمت کار اردوغان به همین دلیل است. نظام آنجا اسرائیل را پذیرفته ولی در عین حال این مناسبات را خراب می کند و این چنین برخوردی می‌کند. این آغاز نپذیرفتن اسرائیل در ترکیه است و مجددا این حرکت تکرار خواهد شد.

 

شما فکر می‌کنید که ما نهایتا به پشت میز مذاکره با آمریکا خواهیم رفت؟

ما به پشت میز محاکمه آمریکا خواهیم رفت.

 

با دستاورد؟

بله.

 

چه دستاوردی؟

دستاوردش این است که اگر نتوانیم حق خودمان را از حلقوم آنها بیرون بکشیم، حداقل آنها را در افکار عمومی دنیا محاکمه کرده‌ایم.

 

دیدار ثمره هاشمی نیز در همین چارچوب است؟

این دیدار تایید نشده از جمله خط تخریبی علیه دولت نهم توسط مراکز جنگ روانی است.

 

کلا می‌خواهم بدانم این زمینه‌ها برای مذاکره شروع شده؟

زمینه آن سخنان آقای احمدی‌نژاد است. اوباما نیز شعارهایی داده که باید آنها را عملی کند. امروز ما در حال نوعی مدیریت آمریکا هستیم. آنها در حال مدیریت ما نیستند.

 

اگر از این بحث خارج شویم، می‌خواهم به نگاه شما به آقای هاشمی نیز بپردازم. نگاه حامیان آقای احمدی‌نژاد به ایشان چه نگاهی است؟

این سئوال به این شکل درست نیست . چون حامیان احمدی نژاد گسترده اند و من سخنگوی آنها نیستم .

 

نگاه شخص شما چگونه است ؟

نگاه من و تقریبا تمام آنهایی که من در این جریان می شناسم این است که ما آقای هاشمی رفسنجانی را عالیجناب سرخ پوش و عامل اصلی برخی حوادثی که اصلاح طابان به ایشان منتسب می کردند ، نیست . بله بنده در سیاست ها و جهت گیری های اقتصادی دولتایشان و نوع مدیریت حاکم شده در دوره ایشان که از نگاه ایشان هم برگرفته شده ، انتقادات جدی دارم . به اضافه این که آقای هاشمی نسبت به دولت نهم کم‌لطفی داشته ولی ما ایشان را به عنوان یک شخصیت که خدمات قابل توجهی قبل و بعد از انقلاب داشته قابل احترام می‌دانیم. البته بخش عمده‌ای از انتقادات به آقای هاشمی به دوره بعد از ریاست‌جمهوری ایشان برمی گردد. البته قبل از آن هم کم و بیش انتقاداتی بود. ولی بخش عمده به این دوره بر می‌گردد. در دوران ریاست‌جمهوری ایشان به دلیل اتخاذ برخی سیاست‌های اقتصادی، فاصله طبقاتی در جامعه بیشتر شد و سیاست‌های ایشان به نفع محرومان جامعه نبود. یک قشر برخوردار از آن بهره‌مند شدند. ضمن آن برخی اخلاق‌های مدیریتی در دوره ایشان زنده شد و ما را از اخلاق‌های مدیریتی انقلاب دور کرد.

 

مثل چه چیزی؟ مصادیق را بفرمایید.

مثل حاکم شدن اخلاق مدیریت به جای اخلاق مسئولیت . همین باعث شد گرایش در مدیران به سمت زراندوزی و زندگی اشرافی زیاد شود. همین باعث فاصله بین مردم و مسوولین شد. ولی در دوره آقای احمدی‌نژاد این مسائل از بین رفت یا حداقل خدشه جدی در آن وارد شد تا جایی که رهبری انقلاب در دانشگاه علم و صنعت فرمودند ، امروز دیگر اشرافی گری یک حسن به شمار نمی رود بلکه باعث روگردانی از مدیرانی با این اخلاق است .

 

به همین خاطر فکر می‌کنید که آقای هاشمی همچنان نقش پشت پرده  دارد تا احمدی‌نژاد رای نیاورد؟

من فکر می‌کنم آقای هاشمی به دلیل انتقادات جدی که به احمدی‌نژاد دارد، نمی‌خواهد ایشان رئیس‌جمهور شود. نگاه مدیریتی آقای احمدی‌نژاد پنجاه و هفتی است این با نگاه مدیریتی آقای هاشمی خیلی فرق دارد. سیاست‌های اقتصادی هاشمی یک قشر خاص را بهره‌مند می‌کرد. البته دولت آقای هاشمی دولت پرکاری بود و زحمت کشید اما به دلیل سیاست‌های اقتصادی خاص، سود پرکاری به جیب  یک قشر خاص رفت. در حالی که سود پرکاری دولت آقای احمدی‌نژاد به جیب طیف وسیعی از جامعه که همان طبقه متوسط به پایین است،‌ می‌رود.

 

اما عملا اتفاق نیفتاد.

البته از نظر شما.

 

من چیزی که وجود دارد را می‌گویم. گرانی، مشکلات اقتصادی،‌ تورم و...

یعنی بنده چیزی را می گویم که وجود ندارد !  باید ببینیم مردم در خرداد 88 چگونه قضاوت می کنند.

 

می‌خواهم بگویم سود عملکرد اقتصادی دولت به جیب مردم تزریق نشده. شاید ایشان کاری بکنند اما سودی عاید مردم نشده. وضع مردم خوب نیست.

خب شما که می گویید مرفهین جامعه هم راضی نیستند ، پس سود این کارهایی که می فرمایید انجام شده ، به جیب چه کسی رفته. من اینجوری فکر نمی‌کنم. قبول ندارم که بگوییم وضع مردم خوب نیست یا خوب نشده. معتقدم اگر دولت اصلاحات همچنان بر سر کار بود و همان روند ادامه پیدا می‌کرد وضع الان به مراتب بدتر بود و مشکلات بیشتر. چون در این چند سال فشارهای خارجی از یکسو و خشکسالی از دیگر سو فشار زیادی را به دولت وارد کرد.

 

شما در تحلیل خودتان که روی سایت گذاشتید، انتخابات سال آینده را رقابت احمدی‌نژاد و هاشمی خواندید. چرا هاشمی باید به قدرت برگردد؟

ببینید. آقای هاشمی یک رجل سیاسی است ،  از مهره‌های مختلفی که هستند، استفاده و آنها را مدیریت می‌کند تا بتواند آن جریانی را که فکر می‌کند جریان درستی نیست، در انتخابات  کنار بگذارد و جریان خودش را که فکر میکندبهتر کشور را اداره می کند روی کار بیاورد.

 

چه نفعی باید ببرد؟

آقای هاشمی به دنبال حاکم کردن فکر خودش است.

 

به همین دلیل می‌گویید خاتمی مهره‌ای در دستان هاشمی است؟

هاشمی یک سیاستمدار است. وظیفه سیاستمدار نیز بازی با مهره‌هاست. او می‌نشیند و فکر می‌کند، ‌کار می‌کند تا به نتیجه‌اش برسد.

 

مگر تحلیل شما از آرایش سیاسی جبهه اصلاحات در انتخابات چیست؟

من فکر می‌کنم آقای خاتمی را در انتخابات کاندیدا می‌کنند. شاید خود او این را نخواهد،  چون اساسا مرد تصمیم های بزرگ نیست اما وضع را برایش چنان می‌کنند که کاندیدا شود. خاتمی تصمیم‌گیر نیست. برایش تصمیم می‌گیرند. اقای کروبی نیز در میدان می‌مانند. اما آقای میرحسین موسوی وارد این میدان نمی‌شود. نه خودش وارد این میدان می‌شود و نه اجازه می‌دهند که او وارد شود.

 

چه کسی به میرحسین اجازه نمی‌دهد؟

تفکر آقای میرحسین با تفکر آقای هاشمی هماهنگ و یکی نیست. یعنی تفکر میرحسین با تفکر مدیری مثل آقای هاشمی در تقابل است. آقای هاشمی نمی‌پذیرد که مدیری مثل میرحسین موسوی به صحنه بیاید. البته شاید آقای هاشمی بین میرحسین و احمدی‌نژاد به میرحسین راضی‌تر باشد ولی جاده‌ای فراهم نمی‌کند که میرحسین بیاید. جریان افراطی دوم خرداد نیز که گفتمانش متفاوت از گفتمان میرحسین موسوی است، مخالف حضور میرحسین است و آنها نیز نمی‌گذارند که میرحسین بیاید. گفتمان میرحسین به امام و انقلاب نزدیک‌تر است. البته من انتقادات جدی به سکوت 16 ساله ایشان و بویژه سکوت 8ساله دوره اصلاحات دارم میرحسین دارم . اما گفتمان ایشان و آقای کروبی به امام و انقلاب نزدیک‌تر است.

 

انتقادات شما از چه زاویه‌ای است؟ هم کروبی هم میرحسین.

از دو زاویه متفاوت. به میرحسین انتقاد دارم که چرا در طول این سال‌ها سکوت کرده. هم در دوره سازندگی هم در دوره اصلاحات. در حالی که ایشان می‌دید خیلی اشتباهات فاحش در حال رخ دادن است ولی باز قبول می کرد تا عده ای بااو عکس یادگاری بگیرند و از اسمش خرج کنند. بالاخره یا این حوادث هشت ساله و این حمایت بوش از اصلاح طلبان را ننک می داند یا نه !؟

 

خب مهندس موسوی در دوره اصولگرایی نیز سکوت کرد. خیلی‌ها به اسم امام، رفتاری مغایر داشتند.

در این دوره سکوت نکرده، حرف‌ خودشان را می زنند. در این دوره هم هر کس برخلاف اصول امام پیزی گفته اصولگرایان در برابرش موضع گرفته اند . باز ایشان سکوتش بی  معناست . اصلا ایشان هم مرد کارهای بزرگ نیست.

 

اما سخنانشان درباره اوایل انقلاب است نه درباره دولت نهم.

بالاخره آمدند به میدان. ضمن آنکه ایشان به یک جریان سیاسی اجازه داده‌اند از ایشان مایه بگذارند، خودش معنادار است. درجه انحراف در این جریان سیاسی کم نبوده. آنقدر بوده که آقای کروبی خودش را از آنها جدا کرده است. آنقدر بوده که حتی آقای خاتمی نیز از آنها تبری جسته و گفته اگر من بیایم برخی از این موارد را اصلاح می‌کنم. ولی میرحسین با سکوت خودش اجازه داده که این جریان به هر شکلی که خواست، بیاید کنار ایشان عکس یادگاری بگیرد.

 

انتقاد از آقای کروبی از چه زاویه‌ای است؟

علاوه بر روش های جذب رای ، و عدم توان اجرایی ، اینکه ایشان هم در احرافات ایجاد شده در انقلاب در سال های اخیر که در دوره دوم خرداد اتفاق افتاد بی تقصیر نیست . البته جبران امروز آن با اتخاذ مواضع اصولی و تهدید افراطیون ارزشمند است .

 

آقای کروبی که هر کجا به زعم خودشان انحرافی دیدند، گفتند. بحث امروز نیست. از مجلس ششم اینگونه بوده.

بله. آقای کروبی ساکت نبود. در بزنگاه‌هایی به میدان آمد و صحبت کرد اما من می‌گویم که اگر ما هم انتقاد می‌کردیم و همان انحرافات را می‌گفتیم، چرا به ما ایراد می‌گرفتید. خب ما هم این انحرافات را می‌دیدیم و می‌دانستیم به اینجا ختم می‌شود. با این حال آقای کروبی به نظام و انقلاب و ولایت فقیه پایبند است و این قابل ستایش است.

 

یعنی دیگران به عقیده شما به انقلاب و نظام پایبند نیستند؟

جریان انحرافی نیست. من اصلاح‌طلبان را به دو دسته خوش‌خیم، بدخیم تقسیم کردم. اصلاح‌طلبان بدخیم کسانی هستند که نه مصداق ولایت فقیه را قبول دارند و نه مفهوم را.

 

مثل؟

بخش معظمی از سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت و طیف عظیمی از کسانی که در جبهه اصلاح‌طلبان تاثیرگذار بودند.

 

خوش خیم ها چه ویژگی ای دارند ؟

 اصلاح‌طلبان خوش‌خیم اما دو دسته هستند یک دسته مفهوم ولایت فقیه را قبول دارند ولی با مصداق اختلاف دارند. دسته دوم هم مصداق را قبول دارند و هم مفهوم را . به این دو دسته نمی توان گفت ضدولایت فقیه. به نظرم آقای کروبی جزو همین دسته دوم خوش خیم هاست.

 

البته از نظر شما.

بله . موارد متعددی در دوره اصلاح‌طلبان رخ داد که حضور جدی‌تر آقای کروبی را می‌طلبید. این کروبی که الان ما می‌بینیم، اگر در دوره اصلاح‌طلبان بود، به نظر ما یک اصولگرای تمام قد بود. اما بالخره برخی اقدامات کفاره هایی هم دارد !

 

یعنی اگر کسی به خواست شما حرکت کند خوب است؟

به خواست ما نه. بنابر معیارهایی که در آن نظام و انقلاب و رهبری تثبیت شوند و دشمنان آنها تایید نشود . اگر هر دو تقویت شوند که چیز خوبی نیست . اما به نظرم در آینده این جبهه اصلاح طلبان با اصوبگرایان یکی شود.

 

برای همین نگران  هستید مثلا میرحسین یا کروبی یا خاتمی تنها به میدان بیایند و مثلا میرحسین آرای اصولگرایان را نیز جمع کند؟

به جرات می‌گویم چنین نیست که اگر میرحسین کاندیدا شود بخش عمده‌ای از جریان اصولگرایان به ایشان روی آورند. اصلا چنین نیست. این گفته برخلاف حقیقتی است که وجود دارد . این را بگویم که اگر بر فرض محال ، صحنه انتخابات به سمتی برود که فقط میرحسین و کروبی کاندیدا شوند و هیچ کس دیگر در صحنه حاضر نباشد، مطمئن باشید خیلی‌ از اصولگرایان به کروبی رای می‌دهند تا میرحسین.

 

شما در ابتدای این گفت‌وگو از رهبری سخن به میان آوردید و ملاک‌هایی که ایشان گذاشته‌اند. مدتی پیش ایشان در جمع اعضای هیات دولت سخن گفتند که تعابیر مختلفی از آن شد. نقل به مضمون این بود که به دولت گفتند که فکر نکنید یک سال دیگر از فعالیت شما مانده، فکر کنید 5 سال دیگر هستید. از آن به بعد خیلی‌ها این سخن را به شیوه خود تعبیر کردند. حامیان دولت تلاش کردند که بگویند آقا نظرش این است که این دولت دوره بعد نیز بماند و منتقدان گفتند که مقصود رهبری چنین نبوده. تحلیل و نظر شما از آن گفته چیست؟

این سوال شما یک تله است. این تله‌ای که شما دارید برای من می‌گذارید، اگر بیفتم داخلش، هر نتیجه‌ای به دست بیاید به نفع خودتان مصادره اش میکنید . چه ما بگوییم نظر رهبری این بود ، یک خطای فاحش است، چه بگویم رهبری نظرش این نبود، باز یک خطای فاحش کردها یم. من نمی‌توانم جای ایشان تصمیم بگیرم.

 

من تحلیل شما را خواستم. سایت‌ها و افراد نظرات خودشان را گفته‌اند. شما تحلیل این افراد را درست می‌دانید یا خیر؟

حمایت‌های رهبری از دولت نهم، حمایت‌های خاص و ویژه است و ایشان همبه آن تصریح کرده است. دولت نهم گفتمان امام و انقلاب را زنده کرد. مهم این است که از نظر رهبری این دولت موفق بوده هر چند انتقاداتی هم داشته ولی سرجمع در پافشاری بر اصول و توجه به مردم و کاری که رییس جمهور باید بکند ، موفق بوده .

قاعدتا رهبری در انتخابات به معنای خاص ازکاندیدایی حمایت و دخالت نمی‌کند، به معنای عام دخالت می‌کند. یقینا ایشان در چند ماه آینده ملاک‌هایی را بیان می کنند ، مانند امام (ره). مردم هم آنها را تطبیق میدهند بر شعارها ، گذشته و طرفداران و هواداران کاندیداها و تصمیم می گیرند.

 

اما همه این ملاک‌ها را به خود می‌گیرند،  احمدی‌نژاد به خود می‌گیرد، آقای کروبی نیز تحلیلش این است که از ایشان شجاع‌تر کسی نیست. آقای خاتمی به گونه‌ای دیگر.

عیبی ندارد ، مردم هم تصمیم میگیرندواگر دیدند فلط برداشت کرده اند دفعه بعد تجدید نظر می کنند . یادمان نرود که کاندیداها حداقل تا حداکثر امتیازات را دارند . رهبری که نسبت به مصداق وارد موضوع نمی‌شود. اما به قول شما هر کسی یا طرفداران هر کاندیدایی تحلیل می‌کنند که این سخن رهبری بیشتر به من یا کاندیدای من نزدیک تر است. البته برخی از کاندیداها نیز هستند که می‌گویند ما را با این ملاک‌ها قیاس نکنید. عالم ما، عالم دیگر است. یقینا رهبری وقتی در برگه رای می‌نویسد، یک اسم را می‌نویسد، شش اسم که نمی‌نویسند. اما مردم افراد را با هم قیاس می‌کنند. رفتار گذشته آنها را می‌بینند، عملکردها را می‌بینند و بعد رای می‌دهند.

 

فکر می‌کنید انتخابات دوقطبی خواهد بود یا خیر؟

یقینا دوقطبی است.

 

بین چه کسانی؟ احمدی‌نژاد و خاتمی؟

در ظاهرا بله.

 

نتیجه انتخابات در مرحله اول معلوم می‌شود یا مرحله دوم؟

قطعا در مرحله اول نتیجه کار مشخص می‌شود.

 

چه نتیجه‌ای؟

برآورد من این است که آقای احمدی‌نژاد بین 15 تا 18 میلیون رای می‌آورد و خاتمی تا سقف 10 میلیون رای می‌آورد.

 

یعنی احمدی‌نژاد آرای خودش را تکرار می‌کند و خاتمی نمی‌تواند.

بله. با این تفاوت که احمدی‌نژاد یک ضرب برنده انتخابات خواهد شد. البته اگر ما را بعدا متهم به این نکنند که شماها از صندوق‌ها خبر داشتید.

 

آیا فشار اصولگرایان علیه خاتمی شروع می‌شود. با توجه به اینکه استارت آن را شما در نطق پیش از دستور خود زدید.

شما از فشار چه تعریفی دارید؟

 

تخریب.

یعنی تخریب هایی که اصلاح طلبان در طول این سه سال کردند به خاطر ترس از رای احمدی نژاد بود ؟ طبیعی است که وقتی اینها وارد گود می‌شوند، یک عده شروع می‌کنند و از خاتمی سوال می‌کنند. تخریب برای خودش تعریف دارد.

 

نطق شما تخریب خاتمی بود؟

نه ، فقط یادآوری چند نکته از گذشته بود .چیزی که اصلاح طلبان به شدت از آن می ترسند. چه قسمتی از نطق تخریب بود ؟

وقتی شما می گویید مردی با عبای شکلاتی ، وقتی می گویید که چشم های شما تا دوی نیمه شب برای فوتبال بیدار بود و صبح قرمز شده و موارد دیگر.

این که مواردی است که شما خودتان به کار برده اید . مراسم تجلیل از آقای خاتمی گرفتند و عنوانش بود تجلیل از مردی با عبای شکلاتی . تا الان حدود 10 هزار بار با این لفظ از خاتمی تجلیل شده ، بروید در اینترنت و جستجو کنید . من در مجلس هم گفتم که والله اگر می دانستم که شما با اصطلاحات توهین آمیز از شخصیت هایتان تجلیل می کنید ، از آن اصطلاح استفاده نمی کردم . وصف چشمان آقای خاتمی که تا دوی نیمه شب بیدار بوده برای دیدن فوتبال دو تیم خارجی وصبح هم قرمز و خواب آلود بوده که در سایت آقای ابطحی نوشته شده.

 

اگر چنین نطق‌هایی علیه آقای احمدی‌نژاد بشود، شما آن را تخریب نمی‌دانید؟

نه. اگر احمدی نژاد هم اینطور بود شما باید این را اعلام کنید . این واقعیت است ، تخریب نیست . اصلا مشکل اینها نبود . مشکل مطالب دیگری است که من طرح کردم و اصلاح طلبان را عصبانی  کرد. من از شما سوال می‌کنم. واقعا نطق من تخریب بود؟

 

من در مقام پاسخگویی نیستم. ضمن آن من خودم مخالف حضور آقای خاتمی در انتخابات هستم. پس نمی‌توانم جواب شما را بدهم.

خب، شما اصلا نطق من را خواندی؟

 

فکر می‌کنم مجلس جای اینگونه نطق‌هاست. هم اکثریت هم اقلیت. مجلس نباید محافظه‌کار باشد. الان بعد از این نطق به شما انتقادی هم وارد شد؟

بله. البته جریان تندروی اصلاح طلب همانطور که گفتم نمی خواهد گذشته اش یادآوری شود. برای همین حمله می کند یا طرف مقابلش را خفه میکند و ساکت و یا او را به عنوان تخریبگر و توهین کننده معرفی می کند. می‌گویند تو چرا گفتی که حامیان بوش زیر عبای شکلاتی بودند. خب بودند دیگر،  چه کسی از اکبر گنجی حمایت کرد؟

 

خاتمی حمایت نکرد. حتی گفت زندان سیاسی نداریم و منتقد گنجی بود.

آقای خاتمی به خیلی چیزها منتقد بود، اما نمی توانست آنها را نفی کند. خاتمی جاذبه محض است، دافعه ندارد. من می‌گویم آقای خاتمی با خیلی از کارهای سعید حجاریان مخالف است ولی نمی‌توانست جلوی آنها را بگیرد. حتی آقای خاتمی با خود ابطحی نیز مشکل داشت اما قدرت دفع او را نداشت. اینها مشکلات خاتمی است. خاتمی خیلی انسان خوبی است اما به درد ریاست‌جمهوری نمی‌خورد. کار اجرایی یعنی بِبُر و تصمیم  بگیر. قاطع باش و به پای آن بایست. این ویژگی‌ها را احمدی‌نژاد دارد اما خاتمی ندارد، حتی کروبی بیشتر از خاتمی دارد.

 

حالا ستاد تخریب راه افتاده است؟

ستاد تخریب از طرف اصلاح‌طلبان مدت هاست راه افتاده. از همان مقاله مشهور آقای منتجب نیا که نوشت احمدی نژاد کاسه اضافی سر سفره میگذارد و به سجاده خالی اقتدا  می کند. الان هم اگر کسی بخواهد از خاتمی انتقاد بکند او را تخریب می‌کنند. خاتمی 8 سال رئیس‌جمهور بود. می‌خواهد دوباره بیاید، اما دوست ندارد کسی از او سوال کند. من از او سوال کردم باز هم سوال می‌کنم. دو ماه دیگر مجددا پشت تریبون مجلس می‌روم و محکم‌تر و مستدل‌تر و با صراحت بیشتر سئوال میکنم . دست یکی مثل من پر است.

 

این سوالات و پرسش‌ها و انتقادات از جانب اصولگرایان دیگر نیز دنبال می‌شود یا فقط از جانب شماست؟

بدیهی است که هر کس خودش را کاندیدا کند باید پاسخ دهد حتی احمدی نژاد ، فرقی ندارد. نباید تخریب کرد ولی نباید پرسشگری را هم تخریب ترجمه کرد. طبیعی است که بنده و مثل بنده ، گذشته را مثل دعوای شورای شهر اول ، تخریبهایی که در مجلس ششم نسبت به آقای هاشمی کردند و خیلی از موارد دیگر را مستند ومستدل به آقای خاتمی و دوستانش یادآوری می‌کنیم و از آنها توضیح می خواهیم ، اگر این گذشته نکبت است به ما چه ربطی دارد.

 

پس شروع کردید؟

مدتهاست که ما شروع به سوال کردیم . اگر نکرده بودیم که نسخه اصلاح طلبان آمریکایی پیچیده نمی شد و اصلاح طلبان از جنس امام و انقلاب جرات نمی کردند صف خودشان را از آنها جدا کنند. من از شما سئوال می کنم ،  آدمی که در مجلس بلند می‌شود و می‌گوید الهی فلان وزیر سقط شود، این تخریب نیست؟ این که یهنفر در وبلاگش مطلبی به غلط نوشته و بعد نماینده شما می آید پشت تریبون به احمدی نژاد بد و بیراه می گوید این تخریب نیست !

 

خیلی ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 تشکر 


نام
*ايميل
*نظر شما
استفاده از مطالب سایت مشروط به ذکر منبع www.rasaee.ir است.
نظرات كاربران
  • [کار شناس هنر]
    متاسفانه جریان اصلاحات موجب عقب افتادن کشور در کلیه زمینه ها گردید هشت سال ریاست آقای خاتمی را هنوز کسی فراموش نکرده است شعار توسعه سیاسی چه بر سر این جامعه نیاوردو باج هایی که به غرب داده نشد خدا وکیلی این حکومت داری بود شخص آقای خاتمی بارها در رسانه های جمعی گفتند دولتش هر 9روز با یک بحران مواجه بود الان هم تکلیف خود وهوادارانش را مشخص نکرده ورفتار دو گانه در پیش گرفته باجستجویی که در روزنامه ها و بر خی از سایتها داشتم غرب حمایت خوبی از آقای خاتمی به عمل میآوردامید وارم که گول نخورد البته ازکسانی که در دولت وحمایت ایشان بر خوردار بودند در غرب خوب حمایت میشوند
  • [حسین]
    ما مشتاقانه منتظر حضور حضرت آیت الله دکتر خاتمی( تخریب که نشدند ؟) در انتخابات هستیم تا با یک نه بزرگ ملت برود پی کارش مطمئن هستم بعد از اینکه رای نیاورد طرفداراش میگن این مردم لیاقت این مرد بزرگ را ندارن ! آخ که چقدر قیافه شان دیدنی خواهد بود !!!!
  • [adalaat.blogfa.com]
    سلام حاج حمید شکر خدا که ممد اومد و این بت در خرداد 88 مثل بت هاشمی شکسته خواهد شد انشاالله
  • [سعید]
    جالبه! شما خیال میکنید اقای رسایی واقعا با رای مردم به مجلس رفته اند! نه جانم انتخابات فرمایشی انتخابات نیست ایشان از قبل انتخاب شده بود عمر این دولت متعصب و عقب مانده هم به زودی به انتها میرسد البته اگر اتتخاباتی ازد برگزار شود
  • [کمیل]
    از این که منصفانه به قضایا نگاه می کنید و یک طرفه کار نمی کنید متشکرم . دیدم هم حمایت های جانانه ای از دولت دارید که به حق است و هم انتقادات درستی . در حالی که جریان رقیب در مجلس و بیرون سعی می کنند شما را مدافع یک طرفه معرفی کنند . این نشان می دهد که اقدامات شما به هدف می زند . محکم بایستید . خدا قوت
  • [جهرم }حمید{]
    از درج نظرات دو طرف متشکرم این نشاندهنده فهم شماست . موارد توهینی را قرار ندهید . مواردی هم هست که یک نفر چند پیام میگذارد ،‌ حتی متضاد تا ببیند شما کدام را کار میکنید.
    rasaee.ir : موارد توهینی از هر دو طرف قرار داده نمی شود. ساعت پیام هایی که قرار داده می شود ،‌ ثبت می گردد. نظرات متفاوت هم در صورت عدم توهین به اشخاص نمایش داده می شود . البته برخی دوستان از رسایی ناراحتند که بد قلمی می کنند تا جایی که بر خلاف عفت نباشد نمایش داده می شود تا سبک شوند.
  • [رزمنده دیروز و امروز]
    سه سال است که در حال تخریب این دولتند ولی نتیجه ای نگرفته اند . الان که فعالیت های احمدی نژاد در حال گل دادن میخواهند چه کنند . ان الله یدافع عن الذین امنوا . مهم این است که معنی این آیه را بفهمیم. خدا قوت بسیجی
  • [قاقا]
    لعنت خدا بر تو ای رسایی . واقعا حیف این آرایی که دیگران به تو دادند . دائما داری خاتمی عزیز را تخریب میکنی . بالاخره یه روز سمبل آزادی میاید وما میدانیم با مزدورهایی مثل تو در این رژیم چه کنیم.
  • [ابطحی]
    دستت شما درد نکنه . خوب فهمیدید که می خواهند برایتان تله بگذارند. اما طرف خودش افتاده توی تور شما و اقرار کرده که خاتمی را قبول نداره . راستی چه کسی بیشتر ازش عبور شده خاتمی یا احمدی نژاد؟ از مصاحبه معلومه دیگه
  • [سید عباس ]
    اصولگرایان در آخر خط هستند وتا خرداد 88 بیشتر عمر سیاسی نخواهند کرد . درود بر شیخ اصلاحات که مرد عمل است و عمل و عمل نه اصلاحاتی که فقط حرف است و حرف و حرف
  • [س - میرزایی]
    از مصاحبه ای که کرده اید لذت بردم ، هر چند طولانی بود ولی خیلی آموزنده و شیرین بود ارزش خواندن را داشت . عزت زیاد
  • [دانشجوی مسلمان ]
    حاجی سلام ،‌اون تیکه ای که پرسیده بالاخره دولت نهم با امریکا سر میز مذاکره میشینه یا نه را خیلی خوب جواب دادی . دستت درد نکنه . این مطالب برای ما مفیده

مصاحبه ها

(مصاحبه) اداره جلسات توسط لاریجانی بر اساس میل شخصی است نه آیین نامه داخلی [89/6/8]
خبرگزاری فارس: نماینده تهران با انتقاد از شیوه مدیریت جلسه توسط رئیس مجلس، گفت: برخی اعضای هیئت رئیسه خروج مواد 22 تا 24 لایحه حمایت خانواده از دستور کار مجلس را غیر قانونی دانستند، اما نسبت به نظر آنها بی توجهی شد.
(مصاحبه) دولت احمدی نژاد به سقف مطالبه هسته ای ملت ایران پاسخ داد [89/6/5]
یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم گفت: دولت های نهم و دهم تاکنون توانسته اند در خصوص برنامه هسته ای ایران سقف خدمات رسانی و پاسخگویی به مطالبات مردم را به جای آورند.
(مصاحبه) رمضان تمرینی برای ماه های دیگر است [89/6/5]
ماه رمضان تمرینی است برای انجام کارهای نیک و خویشتنداری در ماه‌های دیگر. ما جامعه‌ای مسلمان و شیعه داریم و وجود این ماه و تداوم عباداتی که در این ماه انجام می‌شود باعث می‌شود تا انسان‌ها هر چه بیشتر به خداوند نزدیک شوند و به شیوه پیامبر و امامان عمل کنند.
(مصاحبه) دستگاه قضا از موارد برخورد با بدحجابی گزارش دهد [89/5/26]
خبرگزاری بین المللی زنان ایران : رسائی با اشاره به اینکه در اجرایی کردن قانون عفاف و حجاب تنها دولت مسوول نیست تصریح کرد : چه فایده ای دارد وقتی نیروی انتظامی مجرمین بدحجاب را دستگیر کند و دستگاه قضایی آنها را به در باز بسپارد .
(مصاحبه) حراست از دستاوردهای گذشته مهمترین اولویت امروز اصولگرایان است [89/5/23]
خبرگزاری فارس: نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه اولویت امروز جریان اصولگرایی حفاظت و حراست از دستاوردهایی است که این جریان در سال‌های گذشته به دست آورده، گفت: اعتماد مردم و همراه کردن آنها با این تفکر مهمترین دستاورد بوده است.
ناگفته های رسایی از دیدار نمایندگان با رهبری و موضوع مشایی [89/5/27]
هفته نامه یا لثارآت الحسین در شماره اخیر خود مصاحبه ای با نماینده تهران انجام داده است که در آن برای نخستین بار در خصوص ملاقات سال گذشته برخی از نمایندگان تهران با رهبری معظم انقلاب سخن گفته شده است . ملاقاتی که بعدها مشهور شد رهبری به نمایندگان فرموده اند بروید خودتان را برای فتنه بزرگتری آماده کنید. در این مصاحبه همچنین مباحث جدید در خصوص مشایی و مواضع اخیر وی ابراز شده است
(مصاحبه) مهمترین دلیل انحراف مشروطیت خارج کردن فقهای اسلام‌شناس از نهضت بود [89/5/16]
خبرگزاری فارس: نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: مهمترین دلیل انحراف جریان مشروطیت خارج کردن فقهای اسلام‌شناس از مجلس قانونگذاری و هدایت نهضت مشروطه بود.
(مصاحبه) سرنخ القای اختلاف بین مجلس و دولت بیرون از مجلس است [89/5/13]
حجت الاسلام حمید رسایی، جریان شکست خورده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری را پیگیر القاء ناکارآمد و قانون‌شکن نشان دادن دولت معرفی کرد و آن را پروژه‌ای از پیش تعریف شده دانست که روز به روز پر رنگ‌ترمی‌شود.
مصاحبه : این تهدیدات حباب توخالی است [89/5/11]
عضو فراکسیون انقلاب اسلامی اشاره کرد: دشمن فکر می‌کند اگر به دنبال راه‌کارهای نظامی برود می‌تواند به اهدافش برسد ولی باید بداند ما سال‌هاست منتظر شرایطی هستیم که سیلی محکمی به آمریکا در منطقه بزنیم.
(مصاحبه) میزان پایبندی هاشمی به قانون در نحوه برخورد با فرزندش مشخص می شود [89/5/6] [1 نظر]
نماینده مردم تهران در مجلس گفت: ‌نحوه ی برخورد خانواده هاشمی در مورد مهدی هاشمی در نزد افکار عمومی، میزان سنجش پای‌بندی آن‌ها به قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی ایران را نشان می‌دهد.
12345678910111213141516171819202122232425262728293031323334353637